میل به دیدن هنوزم با من هست سایه ها... رفتن از بین ماا میتونم ببینم... خورشیدو گرچه دوره از من میتونم بندازم... دستهاامو به دور مااه من با مسیر بااد میرم به هر سو به هر جا اگه سختیه راهها... نگیره پای رفتن رو از من میل به دیدن هنوزم با من هست میل به رسیدن هنوزم با من هست من با مسیر بااد میرم به هر سو به هر جا اگه سختیه راهها... نگیره پای رفتن رو از من حس بودن اینجا برمیگردونه من رو به من باد و ابر و خورشید و ماه با منن تا آخر راه